بهار اول فروردین شروع نمی شود! بهار، از اولین برگ ها، از اولین شکوفه ها شروع نمی شود! بهار، وقت خریدن تقویم سال جدید و جنبیدن مورچه ها و سهره ها هم شروع نمی شود!

بهار، یک جایی توی سر آدم است. دقیقا وقتی شروع می شود که آدم دنبال نقطه ای برای تغییر می گردد. لحظه ای که فکر می کند از اولِ یک وقتی درس می خوانم، ورزش را شروع می کنم، دنبال کار دیگری می روم، عاشق می شوم! به خاطر همین، بعضی ها هر چند سال یک بهار دارند و بعضی ها اصلا هیچ وقت بهار را نمی بینند؛ آن قدر که به خودشان و کارهایشان مطمئنند!

بهار، همین لحظه است؛ همین لحظه که آدم می فهمد زندگی اش چیزی کم دارد، چیزی را باید جابه جا کند، چیزی را باید جلوی دست بگذارد.

این بهار که می آید، برای همه یک پیغام بیشتر ندارد:

"بروید و برگ ها و مورچه ها و سهره ها را ببینید، هیچ کدام چیزی که قبلا دیده بودید نیستند."